مادر امام کاظم(ع)
مادر امام موسي کاظم حميده بربريه، معروف به«حميدة الصفا» بود. امام صادق(ع) درباره ايشان فرموده اند: «حميده مثل زَرناب و تصفيه شده، از آلودگي ها و پليدي ها پاک است و اين از لطف خدا بر من و امام بعد از من است که پاي چنين بانوي پاک دامني را به خانه من گشود».
کاظم
لقب مشهور امام موسي کاظم(ع)، يعني خاموش و فرو برنده خشم است؛ زيرا آن حضرت از دست دشمنان بسيار آزار کشيدند و در حق آنان نفرين نکردند. شيخ مفيد، در اين باره روايت کرده که در مدينه مردي بود که امام کاظم(ع) را بسيار اذيت مي کرد تا آن که بعضي از همراهان حضرت، خواستار قتل او شدند، امام ايشان را نهي فرمودند و پرسيدند: آن مرد کجاست؟ عرض کردند در کناره هاي مدينه مشغول زراعت است، حضرت به ديدار او رفت و با گشاده رويي با او سخن گفت و پرسيد: چه قدر خرج زراعت کرده اي؟ گفت: صد اشرفي، فرمود: چه قدر اميد داري دستت بيايد؟ گفت: دويست اشرفي، سپس حضرت سي صد اشرفي به او داد و فرمود: اين را بگير و از زراعت هم آن چه اميد داري خداوند به تو مي دهد، مرد صورت حضرت را بوسيد و خواست که او را عفو کند، حضرت تبسم کرد و برگشت. پس از اين، آن مرد پيوسته حضرت را دعا مي کرد

مکارم الاخلاق
سجاياي اخلاقي امام موسي کاظم(ع)، چنان آشکار بود که شيعه و سني به آن اعتراف مي کنند؛ از آن جمله يکي از بزرگان اهل تسنّن مي گويد: او پيشوايي بزرگ قدر و جلال، شأن و مرتبه اش از همه بالاتر بود، در عبادت مشهور و از اطاعت خدا نگاه باني و مراقبت مي کرد کرامت وجودي داشت، شب ها را به سجده و نماز مي گذراند و روزها را با صدقه دادن و روزه گرفتن سپري مي کرد، هر گاه به او بدي مي کردند نيکويي مي کرد، به دليل کثرت عبادتش عبد صالح ناميده شد و در عراق به باب الحوائج معروف شد؛ زيرا هر کس به ايشان متوسّل مي شد، به حاجت خود مي رسيد.
مناجات امام کاظم(ع)
مردان خدا از نيايش و عبادت جدا نمي شوند؛ امام کاظم(ع)، آن از انسان کامل و عبد صالح نيز پيوسته در عبادت بودند و گاه آن چنان مي گريستند که صورت شان از اشک خيس مي شد. اين دعا را بسيار مي خواندند: «اَللّهم إنّي اَسْئَلُکَ الرّاحَةَ عِندَ الْمَوتِ و العَفْو عِنْد الحِساب».
خلفاي زمان امام کاظم(ع)
امام کاظم(ع) در بيست سالگي به امامت رسيدند، مدّت امامت شان سي و پنج سال بود و در زمان حيات ايشان چهار خليفه عباسي به نام هاي منصور دوانقي، مهدي عباسي، هادي عباسي و هارون الرشيد به حکومت رسيدند. امام در زمان هارون الرشيد و در زندان سندي بن شاهک، به دستور هارون الرشيد به شهادت رسيد.
ديدگاه هارون الرشيد درباره امام کاظم(ع)
مقام بلند امام موسي کاظم(ع) چنان بود که حتي مخالفان امام هم به حقانيت ايشان اعتراف کرده اند، ولي به دليل عناد با ايشان، همواره در اماکن عمومي از ابراز آن خودداري مي کردند؛ از جمله هارون الرشيد به پسرش مأمون مي گويد: «اي پسر، موسي بن جعفر امام و پيشواي مردم و حجت خدا براي مردم و بندگان خليفه خداست، من در ظاهر، امام مردمان هستم و با زور بر او چيره شده ام، به خدا قسم، او به مقام رسول خدا(ص) از همه مردم حتي من شايسته تر است و ليکن اگر بخواهد در اين امر با من نزاع کند، چشمش را بيرون مي آورم؛ زيرا خلافت عقيم است، او وارث پيغمبران است، اگر علم و روش صحيح مي خواهي، بايد از او ياد بگيري».
مصداق انسان کامل
در بررسي زندگاني ائمه اطهار(ع)، آنان را مصداق انسان کامل مي يابيم. درباره سيره زندگي امام کاظم(ع) آمده است که ايشان از تمام خلق، عبادتش بيشتر و معرفتش درباره پروردگار کامل تر بوده، علمش از دانش مندان عصرش بيشتر و گذشت و جوان مردي شان همگان را به اعجاب درآورده، شب ها براي بيچارگان و بيوه زنان و يتيمان آرد و خرما مي برد، قرآن کريم بسيار تلاوت مي کرد و در آثار قدرت الهي تفکر مي فرمود، تلاوت قرآنش هر شنونده اي را مجذوب و به گريه وا مي داشت، در صبر و شکيبايي بي مانند و هميشه سپاس گزار و بردبار بود، شب زنده دار و باوقار بود، حتي مخالفان ايشان نيز به خلق و خوي ايشان در کتاب هاي خود اعتراف کرده اند و رفتار و کردار و گفتار حکيمانه شان را بيان نموده اند.
بخشش جود و کرم حضرت امام کاظم(ع)
امام موسي کاظم(ع) از اهل بيت پيامبر(ص) و از خاندان انسان هاي الهي و فردي بخشنده و بزرگ منش بوده اند. درباره سخاوت ايشان گفته اند: امام کاظم(ع) کيسه هاي طلا را به مردم مي بخشيد. در حجاز و عراق کيسه هاي اعطايي حضرت، به نام کيسه هاي موسوي مشهور بود، او مخالفان و بد خواهان را از راه بخشش و کرم دوست مي کرد، با فقيران مي نشست و از افراد تهي دست دل جويي مي کرد، آزاد و بنده را برابر مي دانست و مي فرمود: همه مخلوق خداوند و فرزندان آدم هستيم.

برچسب:
نویسنده: دانیال حسینپور